طالب الحق

«...حق را بشناس تا اهلش را بشناسی...» مولا علی علیه السلام

بازنده بزرگ انتخابات۹۲ چه کسی بود؟
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: انتخابات ،جبهه پایداری ،جلیلی ،بولتن نیوز

چند روز پیش تارنمای بولتن نیوز مطلبی رو تحت عنوان «بازنده بزرگ انتخابات چه کسی بود؟» رو منتشر کرد. البته مطلب اصلی متعلق به تارنمای الف بود. ولی این که رسانه ای مثل بولتن نیوز که اهل فن اش می دونن چی کاره است! چنین مطلبی رو منتشر می کنه واقعا جای سؤال داره!

بدون این که نظری در ارتباط با این مطلب بدم، بخشی از این مقاله رو که برام جالب وتعجب برانگیز بود رو در ادامه مطلب میارم:


دومین بازنده بزرگ انتخابات۹۲، کسی نیست جز سعید جلیلی، کسی که روز آخر ثبت نام کرد و مدعی بود تنها نامزد حامل گفتمان انقلاب اسلامی است و بقیه نامزدها باید به نفع ایشان کنار بکشند.

در روزهایی که برخی دوستان، با شور و حرارت برای کمک به ستاد آقای جلیلی فراخوان می دادند، به ایشان هشدار می دادیم که ماندن آقای جلیلی در این صحنه می تواند انتخابات۹۲ را به رفراندوم هسته ای تبدیل کند... می گفتیم اقلاً وقتی رسانه های دشمن، جلیلی را نامزد مورد نظر رهبری نشان می دهند، فکر کنید و بفهمید در چه دامی پای گذاشته اید... اما آقایان گوششان بدهکار نبود و تجمعات پرشور ولی نقطه ای حامیان، جوگیرشان کرده بود و این تجمعات پرشور را در ذهنشان به کل کشور تعمیم می دادند... همانطور که موسوی در خرداد۸۸، جو پرشور اطرافش را در ذهن، به کل ایران تعمیم می داد.

برخی می گویند آقای جلیلی، اخلاقی ترین نامزد انتخابات۹۲ بوده است. شواهد زیادی به ما گوشزد می کند که این قضاوت درست نیست. آقای جلیلی با رفتارش پیش از ثبت نام غافلگیر کننده اش، نزدیکترین علاقمندانش را غافلگیر کرد. در واقع جبهه پایداری خوش اقبال بود که حوادث خرداد۹۲ سرعتی فوق العاده گرفت و هوادارانش حمایت عجیب آیه الله مصباح از نامزدی لنکرانی را فراموش کردند و گرنه به سختی می توانست پس از کنار کشیدن لنکرانی به نفع جلیلی، این جمله رهبرش را برای هواداران توجیه کند: «بنده بینی وبین‌الله برای ریاست جمهوری کسی را اصلح از آقای باقری لنکرانی نمی‌شناسم»

اگر قرار باشد روزی از میان نامزدهای انتخابات۹۲، به یکی کاپ اخلاق داده شود، آن یک نفر قطعاً جلیلی نخواهد بود. درست است که آقای جلیلی برخلاف معمار خودخوانده اقتصاد، وعده های عوامفریب نداد و درست است که مانند دیپلمات کارکشته، عهدی نکرد تا به عهدشکنی متهم شود و درست است که در مناظره از نظام دفاع کرد، اما در گرماگرم انتخابات، هیچ به روی خودش نیاورد که رسانه های دشمن وی را به عنوان نامزد موردنظر رهبری جا می زنند و حتی بعد از انتخابات هم زحمت تکذیب این دروغ ها را به خودش نداد.

بازنده بودن آقای جلیلی در انتخابات۹۲، به دلیل جایگاه سومی ایشان نیست، به دلیل نتیجه کلی انتخابات است. 
حامی اصلی آقای جلیلی و خاستگاه سیاسی وی یعنی گروه موسوم به پایداری، در یک کار، تجربه و استعداد فوق العاده ای دارند: «دفع حداکثری!» این خصلت حزبی جلیلی، در انتخابات۹۲ بطور موثری عمل کرد و اکثریت رأی دهندگان را بسوی نقطه مقابل او فراری داد...

در واقع، آقای روحانی پیروزی اش را بیش از اینکه مدیون تدبیر ستادش یا حمایت آقای هاشمی باشد، مدیون سعید جلیلی و گروه پایداری است و به همین دلیل هم باید جلیلی و دارودسته پایداری را دیگر شکست خورده بزرگ انتخابات۹۲ دانست. نه بخاطر اینکه برخلاف ادعاهایشان، فقط ۱۱درصد آرا را بدست آوردند، بلکه به این دلیل که نامزد مقابلشان را به پیروزی رساندند.

آقای روحانی حق دارد که برنده این انتخابات را جریان اعتدال می داند. چرا که نتیجه این انتخابات نشان داد که بدنه اصلی مردم در این انتخابات به دوگروه افراطی نه گفت. هم به بانیان فتنه و هم به کاسبان فتنه!